منصوره شبیری خاقانی
منصوره شبیری خاقانی
Cart 0

خلاصه منطق المظفر درس 1 - منصوره شبیری خاقانی

خلاصه منطق المظفر

شرح كتاب منطق المظفر

درس ا

منصوره شبیری خاقانی 

-----------------------------------------------------

كلمة منطق در زبان عربی از کلمه نُطق گرفته شده است وکلمه نطق به دو معنا اطلاق میشود - 1- به معنای سخن گفتن - 2- به معنای درک امور کلی همانگونه که فیلسوفان میگویند و به همین دلیل به انسان حیوان ناطق گفته میشود برای اینکه قادر است سخن بگوید و قادر است امور کلی را درک نماید ، واسم این علم را منطق گذاشتند برای اینکه هم برای نطق ظاهری وهم برای نطق باطنی مفید است برای اینکه سخن گفتن عبارت است از بیان مسائلی که در ذهن انسان موجود هستند وهمچنین این علم انسان را از خطا در استدلال و استنتاج امور دور نگه می دارد ، پس کلمه منطق یا اسم مصدری است که به معنای مبالغه در نطق و سخن گفتن است مثل وقتی که میگوییم زید عدل - یعنی مبالغه در عدالت ، و ممکن است کلمه منطق از مکان نطق گرفته شده باشد به معنای مکانی است که انسان چگونگی سخن گفتن بدون خطا و اشتباه را در آن یاد میگیرد .

  • خداوند متعال فطرت انسان را بر سخن گفتن آفرید و به او آلت سخن که زبان است را عطا نمود تا بتواند به وسیله آن سخن بگوید ، لیکن با وجود این آلتی که برای سخن گفتن استفاده میشود انسان احتیاج به قانونی دارد که جلوی خطاهای او در گفتار را بگیرند به همین دلیل است که انسان احتیاج به این دارد که زبان را بیاموزد تا بتواند به روشی درست سخن بگوید و همچنین خداوند انسان را بر فطرت فکر کردن و تعقل نمودن آفرید یعنی به شکل طبیعی انسان از زمان کودکی به اموری که در اطراف مشاهده میکند فکر میکند پس برای اینکه این انسان در روش فکر کردن به نتایج خطا و اشتباه نرسد بر اوست که قوانین منطق را بیاموزد تا بداند که چگونه باید در امور استنتاج کرد و به نتایج درست رسید.

  • مقصود از فکر چیست؟ مرتب نمودن اموری که معلوم و روشن و واضح هستند در کنار هم تا از آنها امری را که مجهول ونامعلوم است را کشف نماییم و چگونگی این امر در درسهای آینده به شکل مفصل بیان خواهد شد پس برای اینکه از مرتب نمودن این امور معلوم به نتیجه صحیح برسد باید این امور معلوم شده را به روشی درست در کنار هم مرتب نماید تا بتواند یک نتیجه درست از آنها بگیرد والا مرتب کردن این امور بدون ضابطه و قانون انسان را به نتیجه صحیح نخواهد رساند پس همانگونه که انسان احتیاج به یادگیری زبان دارد تا بتواند کلمات خود را از خطا و اشتباه دور نگه دارد اینگونه است احتیاج انسان به علم منطق تا بتواند فکر خویش را از گرفتن نتایج خطا و اشتباه دور نگه دارد .

  • برای چه انسان در افکار خود دچار خطا و اشتباه میشود مادامی که مسائل معلوم را در کنار هم جمع مینماید؟ میگوییم ممکن است در جمع کردن این مسائلی که تصور میکند معلوم هستند خطا کند و میتواند در مرتب کردن آنها به روشی درست دچار خطا و اشتباه شود.

  • در بعضی وقتها انسان امری را که علت نیست به شکل خطا و اشتباه علت تصور میکند ، و بر همین اساس نتیجه گیری مینماید برای واضح شدن این مطلب مثال ذکر میکنیم: مثل شخصی که تصور میکند وجود جغد در خانه او دلیل بر شؤم است و حتما بر سر او یک امر ناخوشایندی حاصل میگردد یعنی وجود جغد در خانه را علتی برای حدوث یک امر سوء تصور میکند- یا مثل کسانی که تصور میکنند که چون شانص ندارند به همین دلیل زندگی آنها هر روز بد و بدتر میشود یعنی از شانص علتی برای احوال نادرست میسازند سپس بر همین اساس نتیجه گیری میکنند ، پس در بعضی وقتها اموری که علت نیستند را به عنوان علت قرار میدهیم و بر همین اساس نتیجه گیری میکنیم ، مثل اشخاصی که برای زندگی خود هر روز اخبار ستارگان را جستجو میکنند تا ببیند که اگر امور تضاد و تعارضی در این امور مشاهده میشود یا اگر امروز منازل قمر در جای نامناسبی است پس معنای آن این میشود که امروز حتما یک مصیبتی بر او نازل خواهد شد در حالیکه نمیداند که اینها حتی اگر جزئی از اسباب و مسببات باشند لیکن علت تامه نیستند و خداوند انسان را در این دنیا آزاد خلق کرد تا او راه درست از خطا در زندگی را با عقل انتخاب نماید.

  • همچنین این نتایج اشتباه و خطا را در مسائل عقیدتی مشاهده میکنیم مثل افرادی که رأی ونظر پدران واجداد خویش را از امور مسلّم و درست میپندارند وبر همان اصولی که از پدران واجداد خویش دریافت کرده اند نتیجه گیری میکنند وبر این اساس نتایج عملشان نیز نادرست خواهد بود برای اینکه از مقدمه های باطل استفاده کرده اند و مقدمۀ باطل به هیچ وجه نتیجه درست به انسان عطا نمیکند .

  • در بعضی وقتها انسان از امری که دلیل و برهان نیست دلیل و برهان میسازد مثل وقتی که به انسان گفته میشود که هر موجودی در عالم امکانی حتما باید علتی داشته باشد - سپس او سوال میکند پس علت خداوند چیست؟ یعنی میخواهد از یک دلیل و برهان نادرست به نتیجه درست برسد و متوجه نیست که کلام در جمله اول در مورد عالم امکانی است و سؤال او الآن خارج از عالم امکان است برای اینکه خداوند خود خالق و مدبر عالم امکانی است پس از یک استدلال درست به استدلالی نادرست میرسد و نتیجه نادرست نیز میگیرد به همین دلیل احتیاج به یادگیری منطق درست داریم تا بتوانیم نتیجه درست از فکر خویش دریافت نماییم.

  • ویا مقدمه های فاسد و نادرست را در کنار هم قرار میدهد وبه نتیجه نادرست میرسد مثل شخصی که حدیث رسول خدا صلى الله عليه وآله  را میشنود که فرمود (من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة) سپس میرود تا به دنبال این امام بگردد ودر کتابهای خود میابد که اجماع بر این است که ابوبکر امام مسلمانان است پس نتیجه میگیرد که هر کسی از دنیا برود و ابوبکر یا عمر یا یکی از خلفای بنی امیه و بنی عباس را نشناسد جاهل از دنیا رفته است در این حال اجماع را به عنوان یک مقدمه قرار داد در حالیکه این مقدمه یک مقدمه باطل است پس به نتیجه نادرست نیز میرسد.

  • پس علم منطق آلتی است که انسان را از خطا نمودن در تفکر دور نگه میدارد پس همانگونه که علم زبان به انسان سخن گفتن نمی آموزد بلکه چگونه درست سخن گفتن را یاد میدهد ، علم منطق نیز فکر کردن به انسان نمی آموزد بلکه روش درست فکر کردن را به انسان یاد میدهد .

  • در جلسه آینده تعریف علم منطق را بیان خواهیم کرد .


Newer Post


Leave a comment

Please note, comments must be approved before they are published